تو یه مطلبی می خوندم اگر بدون انتظار و چشم داشت کمک هامونو به دیگران نثار کنیم، اونوقته که ذهنمونو روی خود کمک و مهربونی متمرکز کرده ایم. دیگه هیچ چیز وهیچ کس نمی تونه ما رو برای مهربون بودنمون با تعجب نگاه کنه!! اونوقته که می نونیم مهربونی رو جیغ بزنیم و بگیم خدا منو مهربون آفریده و دهها فرشته مهربونو برای محافظت از من آفریده. آخه او که آخر مهربونیه، چطور می تونه مخلوقش را نامهربون خلق کنه، کارای نامهربونی شو ببینه و بار هم بهش مهربونی کنه؟! او مهربونه ولی ننیجه کارهای نامهربون ماها اند که در پاسخ به ما میان و زندگی مونو می پیچونن. آخ خدای نازنینم قربون مهربونی ات برم که فقط یک قطره از مهربونی ات کافیه در هر یک از ما آدم ها فرو بریزه و اونوقت نتیجش تو جامعه ما بشه یه عالمه مهربونی. حالا بقیه ویژگی هات به کنار. اونوقت تو با این همه صفات جورواجور و اون هم به اندازه یک اقیانوس از هر کدوم… چی هستی؟
به خودم می بالم که خدای مهربونی چون تو دارم. خدایا همین جا دعا می کنم دلای شیشه ای همه آدم های گل را مثل شبنم صبحگاهی بهاران، زلال کن تا یه بار دیگه مهربونی رو توش ببینن و اونوقت اگه تونستن سراغ چیزایی غیر از مهربونی برن. الهی آمین
نوشته شده در ساعت ۱۴:۱۵ | ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
بگذار کمی ساختار شکنی کنم :دی
نخست : بازم همون داستان مهربونیه که باید دو طرفه باشدو…
دوم:اگر بخوی مهربونی رو جیغ بزنی میشی محـــــــــــــارب که میخوای بر علیه ….. اقدام کنی و تــــــجـــــاوز کنی به حریم محترم
سوم : و البته نیز میشود چنین گفت: همیشه چندین فرشته (مامور) وجود دارد که هواسش به تو باشد پس دستت رو جای پات نزار
چهار : میشه دیگه خوب _ ببین یک هکر خیلی موفق میتونه یک مسئول امنیتی خیلی خوبی باشه و یا برعکس پس ممکن است که خدا …… :دی
پس نیاز است که ثابت شود این مهربونی
پنج: زیاد داشتن یک چیز , همیشه خوب نیست . استاد شما دیگه چرا به کمیت اهمیت میدی ؟ کیفیت هم اهمیت زیادی دارد.
وقتی تشنه ات است شما اگر یک دریا داشته باشی هیچ دردی از تو دوا نمیشه ولی اگر شما یک کف دست آب باران تو را نجات خواهد داد
راستی استاد این توی دسته کمی نقد گذاشتی؟ :دی
)
ولی من در عوض جبران کردم و همش نقد کردم و با نسیه هم کاری ندارم
منتظرم هنوز جواب این سوالم رو بدی :
دین چیست؟
در آرش نوشت (nadali.wordpress.com)
[پاسخ]
ژاله معماری پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۸۹ ۱۹:۰۱:
من هم به سوال شما خوب فکر کردم. به نظر من دین به طور خلاصه: دستور زندگی است. از اون دستوراتی که قسمتی از آن را بزرگان برامون می نویسن و قسمتی رو هم خودمون برای خودمون دیکته می کنیم و تا جون داریم به پایش می ایستیم. حنی اگه سرمون هم بره. این همون اثر خالص تعلیم و تربیت دینی است که بزرگان می خوان در ما ایجاد کنن. اگر ایجاد بشه، ما رو به طرز ماندگاری بیمه کرده؛ اما اگه ایجاد نشه فقط یک دین تصنعی داریم که فقط به ارث می رسه و به ارث می رسونیم؛ که نمی دونم چقدر ارزش داره. اما اون بخش دیگش را می دونم که هر چی غالب تر بشه، کارمون درسته هم تو دنیا و هم تو آخرت.
[پاسخ]
نوشته شده در ساعت ۱۸:۲۲ | ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
من خیلی درباره ی این عنوان فکر کردم. که مهربونی خیلی چیز باهالی است. من هم هم عقیده جوون ساده روستایی هستم. خیلی ممنون.
[پاسخ]
ژاله معماری پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۸۹ ۱۸:۵۴:
مرسی آریا جان. من هم خوشحالم که تو به درباره مهربونی فکر کردی. می دونم که آدم مهربونی هستس. همینطور خوب و مهربان بمان. چون تنها یاد نیک و مهربونیه که تو دل آدما می مونه.
[پاسخ]
نوشته شده در ساعت ۱۶:۲۶ | ۲ خرداد ۱۳۸۹
پس دین میشه یک سری دستورات که توسط خود ما (انسان ها) برای داشتن زندگی بهتر بوجود می آید؟
اگر منظورت رو درست فهمیدم پس میشه بگید
هدف دین چیست؟ آیا همان زندگی بهتر است؟ و اگر این چنین است زندگی در این دنیا و یا در آن دنیا و یا هر دو؟
پی نوشت: میدونم که اینجا جای این پرسش نیست ولی چون شما اینجا پاسخ دادید و اینکه بی شک دچار کمبود وقت هم هستید من هم اینجا نوشتم
[پاسخ]
ژاله معماری پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۹ ۰۰:۱۳:
-نمی دونم چرا تاکید دارید که دین را خود ما برای خودمون می نویسیم. البته که خودمون نمی نویسیم. اگه این طور بود پس چرا به خودمون این قدر زحمت می دادیم؟
-معلوم است که هدفش زندگی بهتر است اما نه فقط برای خودون؛ بلکه برای همه بشریت.
-در هر جا که هستی وجود داره.
[پاسخ]
نوشته شده در ساعت ۰۳:۰۶ | ۱۰ خرداد ۱۳۸۹
در جایی شنیدم (و یا خواندم ) که هر چه را با دیگری قسمت کنیم بغیر از شادی ( و مهربانی)که با شریک شدن دیگران بیشتر هم میشه …
امتحانش ضرر نداره!
[پاسخ]