<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>یادداشت‌های ژاله معماری</title>
	<atom:link href="http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.zhmemari.com</link>
	<description>یادداشت های گاه و بیگاه من</description>
	<lastBuildDate>Thu, 03 Jun 2010 16:26:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>روز زن یا روز مادر</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=115</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=115#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Jun 2010 16:26:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=115</guid>
		<description><![CDATA[خوب همه ایران یکپارچه و هم زبانند برای این که بگن برای زن ایرانی یک روز را در نظر گرفته اند. خوب چیز خوبی است. از هیچی که بهتره!
نمی دونم لزومی به این کار هست یا نه؟! بالاخره همه روزا روز زن هستند و همه روزا روز مادرند. این که ما بخوایم  قدردانی از مادر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خوب همه ایران یکپارچه و هم زبانند برای این که بگن برای زن ایرانی یک روز را در نظر گرفته اند. خوب چیز خوبی است. از هیچی که بهتره!</p>
<p>نمی دونم لزومی به این کار هست یا نه؟! بالاخره همه روزا روز زن هستند و همه روزا روز مادرند. این که ما بخوایم  قدردانی از مادر داشته باشیم، حتماً نباید منتظر رسیدن این روز بشیم.</p>
<p>به نظر من هر وقت که احساس کردیم که موقع قدردانی ار مادرها و کلاً خانم هاست، باید وارد عمل بشیم و قدردانی کنیم.</p>
<p>دوستان زیادی بهم تبریک گفتن و من هم به خیلی ها تبریک گفتم. اما فکر کنم به خاطر امتحانات این وروجک ها، سر همه مامانا شلوغه و اصلاً اونا حس اینو که یادشون بیافته امروز همه ازشون قدردانی می کنن رو ندارن!!!</p>
<p>کاش می شد بعد از کنکور روز مادر بود!! آخه اسن روزا خیلی از مادرا کنکور دارن. تازه خیلی خیلی هاشون هم امتحان نهایی و امتحان علوم و از این جور چیزا دارن!!</p>
<p>راستی مامانا در طول عمرشون چندتا دیپلم می گیرن؟! من که فکر کنم در حال اخذ ۵ امیش هستم!! بابا والا ما همون یکیش رو هم بسمونه. اما مثل این که ما مامانا  دیپلم ردی هستیم. خوب فکر کنم این دیپلم آخریش باشه! تازه باید کنکور بدم و ببینم دانشگاه چی قبول می شم؟</p>
<p>خوب روز مادر وسط این همه امتحان مبارک!! راستی دانشجوهامو نگفتم! روز اونا هم مبارک. ایشالا امتحاناشونو خوب می دن. ما رو هم دعا می کنن.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=115</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پشتکار گرانبها است</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=112</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=112#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 May 2010 07:13:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان ما و آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=112</guid>
		<description><![CDATA[
اینشتاین گفته: تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است  تا زمانی که آن را برساند. مانند تمبر پستی باشید؛ مسابقه ای را که شروع  کرده اید، به پایان برسانید.
خوب من هم می تونم اقرار کنم اگه اینشتاین میگه من هوش خوبی ندارم و فقط  روی مشکلات زمان زیادی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="post-body">
<p>اینشتاین گفته: تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است  تا زمانی که آن را برساند. مانند تمبر پستی باشید؛ مسابقه ای را که شروع  کرده اید، به پایان برسانید.</p>
<p>خوب من هم می تونم اقرار کنم اگه اینشتاین میگه من هوش خوبی ندارم و فقط  روی مشکلات زمان زیادی می گذارم، من هم چیزهایی رو که به دست آورده ام از  لطف خدا← محبت اطرافیان← پشتکار← باز هم پشتکار← و باز هم پشتکار در داشتن  پشتکار بوده است.</p>
<p>حسن این کلیدهای موفقیت اینه که در دسترس همگان هست: لطف خدا همیشه شامل  حالمونه، محبت اطرافیان هم که غالیاً هست(  اگه عدو شود سبب خیر گر خدا  خواهد را قبول داشته باشیم)، میمونه پشتکار که دست خودمونه که چه قدر اونو  در خودمون و دانشجوها و بچه هامون پرورش داده باشیم. یک درصد هم برای ارث  می مونه که چون لطف خدا رو داریم، خیلی نمی تونه اثرگذار باشه.</p>
<p>روی سخنم بیشتر با اونایی که جوابای آزمون ارشدو گرفتن و کنجکاون که  دیگران از چه راهی موفق شدن؟! اینشتاین بازهم میگه: من درباره خیلی چیرا  کنجکاوم. مثلا می خوام بدونم چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می  خورد؟ خلاصه جواب این سوال رو به راحتی میشه از حرفهای او دریافت.</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=112</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهربونی با هم یا بدون هم</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=107</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=107#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 15 May 2010 07:41:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[کمی هم نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=107</guid>
		<description><![CDATA[تو یه مطلبی می خوندم اگر بدون انتظار و چشم داشت کمک هامونو به دیگران نثار کنیم، اونوقته که ذهنمونو روی خود کمک و مهربونی متمرکز کرده ایم. دیگه هیچ چیز وهیچ کس نمی تونه ما رو برای مهربون بودنمون با تعجب نگاه کنه!! اونوقته که می نونیم مهربونی رو جیغ بزنیم و بگیم خدا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تو یه مطلبی می خوندم اگر بدون انتظار و چشم داشت کمک هامونو به دیگران نثار کنیم، اونوقته که ذهنمونو روی خود کمک و مهربونی متمرکز کرده ایم. دیگه هیچ چیز وهیچ کس نمی تونه ما رو برای مهربون بودنمون با تعجب نگاه کنه!! اونوقته که می نونیم مهربونی رو جیغ بزنیم و بگیم خدا منو مهربون آفریده و دهها فرشته مهربونو برای محافظت از من آفریده. آخه او که آخر مهربونیه، چطور می تونه مخلوقش را نامهربون خلق کنه، کارای نامهربونی شو ببینه و بار هم بهش مهربونی کنه؟! او مهربونه ولی ننیجه کارهای نامهربون ماها اند که در پاسخ به ما میان و زندگی مونو می پیچونن. آخ خدای نازنینم قربون مهربونی ات برم که فقط یک قطره از مهربونی ات کافیه در هر یک از ما آدم ها فرو بریزه و اونوقت نتیجش تو جامعه ما بشه یه عالمه مهربونی. حالا بقیه ویژگی هات به کنار. اونوقت تو با این همه صفات جورواجور و اون هم به اندازه یک اقیانوس از هر کدوم&#8230; چی هستی؟</p>
<p>به خودم می بالم که خدای مهربونی چون تو دارم. خدایا همین جا دعا می کنم دلای شیشه ای همه آدم های گل را مثل شبنم صبحگاهی بهاران، زلال کن تا یه بار دیگه مهربونی رو توش ببینن و اونوقت اگه تونستن سراغ چیزایی غیر از مهربونی برن. الهی آمین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=107</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهربونی قشنگه</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=103</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=103#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 16:07:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[کمی هم نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=103</guid>
		<description><![CDATA[در ترافیک جانکاه، و در راه  کلاس دوشنبه صبح ها بودم که روی یه دیواره بزرگ که به تازگی نقاشی و رنگ آمیزی شده بود، از قول حضرت علی (ع) خوندم: جلب محبت دیگران نیمی از عقل است.
تو راه خیلی به این موضوع فکر کردم. تا این که به کلاس رسیدم و در میانه های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در ترافیک جانکاه، و در راه  کلاس دوشنبه صبح ها بودم که روی یه دیواره بزرگ که به تازگی نقاشی و رنگ آمیزی شده بود، از قول حضرت علی (ع) خوندم: جلب محبت دیگران نیمی از عقل است.</p>
<p>تو راه خیلی به این موضوع فکر کردم. تا این که به کلاس رسیدم و در میانه های کلاس یه فرصتی پیش اومد و موضوع را این طور مطرح کردم که هر وقت می خوایم به کسی محبت کنیم زود یادمون می افته که ممکنه به خودشیرینی و پاچه خواری متهم شیم!!</p>
<p>اونوقت پشیمون می شیم و نه به فکر محبت کردن می افتیم و نه به فکر جلب محبت!! بعدش می شیم آدم های تنهایی که امروز می بینیم!! باید تا دیر نشده توی دلامون یه خونه تکونی داشته باشیم و بگردیم راه های محبت کردن را دوباره غبارروبی کنیم. چون احتمالا خیلی وقته که از ترس اتهام های جورواجور! فقط به مامان و بابامون و آدم های خیلی نزدیک فامیل محبت کرده ایم. از هیچ چی هم نترسیم و نگیم که دیگران چی می گن؟! ما محبت کنیم و بعدش آثار اونو تو زندگی مون دوباره بچشیم. فکر کنم این داروی افسردگی ما شهرنشین ها هم باشه و ما رو از تنهایی در بیاره. آخه خدای مهربون برامون یه عالمه دوست آفریده که همشونو تنها گذاشتیم!!! می گید نه!! امتحان کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=103</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهربونی</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=98</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=98#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 24 Apr 2010 08:20:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان ما و آدمها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=98</guid>
		<description><![CDATA[هر اتفاقی، بزرگ یا کوچک وسیله ای است که از طریق آن خداوند با ما سخن می گوید. هنر زندگی، در یافتن این پیام هاست.  «Malcom  Muggeridge»
کی می تونه ادعا کنه که خدا حرفای ما رو نمی شنوه؟ کی می تونه ادعا کنه که خدا با ما حرف نمی زنه؟ او که آنقدر مهربونه که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هر اتفاقی، بزرگ یا کوچک وسیله ای است که از طریق آن خداوند با ما سخن می گوید. هنر زندگی، در یافتن این پیام هاست.  «Malcom  Muggeridge»</p>
<p>کی می تونه ادعا کنه که خدا حرفای ما رو نمی شنوه؟ کی می تونه ادعا کنه که خدا با ما حرف نمی زنه؟ او که آنقدر مهربونه که می تونه این همه زیبایی و نعمت را برای سایر موجودات زنده خلق کنه، چطور می تونه تحمل نامهربونی ها رو داشته باشه؟! پس به خاطر این همه مهربونی خدا بیاییم با هم مهربون باشیم&#8230; همونطور که او می خواد&#8230;</p>
<p>خدایا از صمیم قلب آرزو دارم در این دنیا تا زمانی به من مهلت زندگی بده که به اندازه ظرفیتم، مفهوم هستی و اسرار خلقت را درک کنم و به بینشی برسم که از این مفاهیم، مفهوم مرگ و مراجعت به سوی تو را بفهمم.</p>
<p><span style="color: #ff6600;"><strong>راستی به همه کامنتاتونم جواب دادم <img src='http://blog.zhmemari.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=98</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عقاب و اندیشه‌ها</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=87</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=87#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Apr 2010 16:18:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان ما و آدمها]]></category>
		<category><![CDATA[هویجوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=87</guid>
		<description><![CDATA[شاید آدم باید ده بار به دنیا بیاید تا معنای برخی مفاهیم را متوجه شود. گاهی هم فشرده ای از داستان زندگی موجودات هستی و تقدیر آنان بتواند ما را در درک حقایق هستی راهنمایی کند. اما بعضی ها می توانند با یک بار زندگی هم بسیاری از مفاهیم را درک کنند و در درک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شاید آدم باید ده بار به دنیا بیاید تا معنای برخی مفاهیم را متوجه شود. گاهی هم فشرده ای از داستان زندگی موجودات هستی و تقدیر آنان بتواند ما را در درک حقایق هستی راهنمایی کند. اما بعضی ها می توانند با یک بار زندگی هم بسیاری از مفاهیم را درک کنند و در درک آن ها به سایرین هم کمک کنند. به نظر من این افراد برگزیدگان خداوند هستند که قطره ای از دریای بیکران حکمت خویش را در وجودشان می دمد. امیدوارم با مطالعه اندیشه این برگزیدگان، نظری به اندیشه های خویش بیاندازیم و در فکرت حقیقت خلقت اندکی انصاف داشته باشیم. اگر چنین شود، بیش از پیش مبهوت عظمت ذات پروردگار می شویم. پس خالقی این چنین حکیم شایسته پرستش است. در این راستا دو تا Powerpoint قشنگ اینجا گذاشتم. برای دریافت، روی عکسها کلیک کنید.</p>
<div id="attachment_88" class="wp-caption aligncenter" style="width: 208px"><a href="http://zhmemari.persiangig.com/oghab.pps" target="_blank"><img class="size-medium wp-image-88  " title="زندگی عقاب" src="http://blog.zhmemari.com/wp-content/uploads/2010/04/eagle-300x206.jpg" alt="زندگی عقاب" width="198" height="134" /></a><p class="wp-caption-text">زندگی عقاب  </p></div>
<div id="attachment_89" class="wp-caption aligncenter" style="width: 141px"><a href="http://zhmemari.persiangig.com/andisheha.pps" target="_blank"><img class="size-medium wp-image-89 " title="اندیشه ها" src="http://blog.zhmemari.com/wp-content/uploads/2010/04/andishe-276x300.jpg" alt="اندیشه ها" width="131" height="142" /></a><p class="wp-caption-text">اندیشه ها</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=87</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بهار</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=84</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=84#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Apr 2010 04:42:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=84</guid>
		<description><![CDATA[داشتم فکر می کردم چطور ما می تونیم بهارو ببینیم و حرف از اندر خم تحصیل بزنیم. آخه مگه بهار به اندازه کافی تماشایی نیست که فقط بریم بچسبیم به تحصیل؟! آخ که چه بهارهایی رو گذروندیم بدون این که سرمونو بلند کنیم و ببینیم درختای حیاطمون شکوفه دادن! چه بهارهایی رو گذروندیم بدون این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>داشتم فکر می کردم چطور ما می تونیم بهارو ببینیم و حرف از اندر خم تحصیل بزنیم. آخه مگه بهار به اندازه کافی تماشایی نیست که فقط بریم بچسبیم به تحصیل؟! آخ که چه بهارهایی رو گذروندیم بدون این که سرمونو بلند کنیم و ببینیم درختای حیاطمون شکوفه دادن! چه بهارهایی رو گذروندیم بدون این که ببینیم پرنده ها روی شاخه درخت حیاطمون لونه کردن و با هزار امید و آرزو منتظر اومدن نو رسیده هاشون هستن! &#8230; آخ چه چند تا بهار از عمرمون گذشت و سرمونو از روی کتابا بلند نکردیم و ندیدیم که داره بهار زندگی مون خزان این ورق های نوشته شده می شه! اما در این خزان آیا می توان بهارهای دیگری را برای اخلاف خود رقم زد؟ یا فقط هنر ما خزان کردن بهار هاست؟ خاصیت زندگی ما روی این کره خاکی چی بوده؟ آیا تونسته ایم طرز فکری رو تغییر بدیم؟ یا ناامیدی رو امید بدیم؟آیا تونستیم اثر ماندگاری از خودمون به جا بذاریم که به نفع بشریت باشه؟ اگه دستمون خالیه باید دست بجنبونیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=84</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اندر خم تحصیل (۹)</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=80</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=80#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2010 14:47:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندر خم تحصیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=80</guid>
		<description><![CDATA[خوب خلاصه امتحانارو که دادیم و گرفتیم. تعطیلات بین ترم هم هویجوری هول هولی تموم شد. ترم هم شروع شد و خلاصه نفهمیدیم چه جوری رسیدیم به تعطیلات نوروز و(راستی عید همتون مبارک) تعطیلات هم که از همه بیشتر مثله برق گذشت و حالا هم فقط دو روزه دیگه ازش مونده.
امیدوارم بعد از عید بتونیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خوب خلاصه امتحانارو که دادیم و گرفتیم. تعطیلات بین ترم هم هویجوری هول هولی تموم شد. ترم هم شروع شد و خلاصه نفهمیدیم چه جوری رسیدیم به تعطیلات نوروز و(راستی عید همتون مبارک) تعطیلات هم که از همه بیشتر مثله برق گذشت و حالا هم فقط دو روزه دیگه ازش مونده.</p>
<p>امیدوارم بعد از عید بتونیم از این ۸- ۹ هفته باقی مونده حداکثر استفاده رو ببریم. من هم سعی می کنم بیشتر از پارسال معلم خوبی باشم. با همکارانم بیشتر همکاری کنم و با دوستانم بیشتر همدلی. برای همتون آرزوی بهروزی دارم. راستی قالب جدید قشنگه؟ سلیقه پدرام ه.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=80</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نوروزتان مبارک</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=77</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=77#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Mar 2010 14:34:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=77</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-76" title="noruz-89" src="http://blog.zhmemari.com/wp-content/uploads/2010/03/noruz-89.jpg" alt="noruz-89" width="488" height="336" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=77</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اندر خم تحصیل(۸)</title>
		<link>http://blog.zhmemari.com/?p=72</link>
		<comments>http://blog.zhmemari.com/?p=72#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 18:34:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ژاله معماری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندر خم تحصیل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.zhmemari.com/?p=72</guid>
		<description><![CDATA[الهی شکر، بالاخره امتحانات و ارزشیابی ها هم تمام شد. اگر هم خدا بخواهد خلق خدا راضی باشند؛ اگر هم خلق خدا راضی باشند، خدا هم از ما راضی باشد. البته راضی بودن نه به معنای این که همه از نمراتشان راضی اند. بلکه کافی است هر کس کلاه خودش را قاضی کند و ببیند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>الهی شکر، بالاخره امتحانات و ارزشیابی ها هم تمام شد. اگر هم خدا بخواهد خلق خدا راضی باشند؛ اگر هم خلق خدا راضی باشند، خدا هم از ما راضی باشد. البته راضی بودن نه به معنای این که همه از نمراتشان راضی اند. بلکه کافی است هر کس کلاه خودش را قاضی کند و ببیند به میزانی که تلاش کرده نتیجه گرفته و آیا روش ارزیابی اش درست بوده یا نه؟ خلاصه خداوند که شاهد است امیدوارم دانشجوهام هم شاهد باشند که چقدر سعی من بر این بوده که با کم ترین احتمال خطا کلاس ها را برگزار کنیم و با بیشترین ضریب اطمینان، هم ارزیابی ها را انجام بدیم. خلاصه کسی پیدا نشه که ندونه چرا نمره اش این شده و آیا چشمان آبی دوستش باعث شده نمره ای بهتر بگیرد یا این که واقعا تلاش کرده. ان شاء ا&#8230; که چنین باشد.</p>
<p>خوب ترم بعد هم به طرفه العینی می رسد و عمرها است که صرف آن می شود. چه بهتر خود از زمان هایی که از این عمر نازنین و سالهای شباب صرف می کنیم، بیشترین بهره را ببریم. دچار لغزش نشویم و اگر درس می خوانیم واقعاً درس بخوانیم. درس را برای درس بخواهیم و مدرک در اولویت های بعدی مان باشد. خدایا خودت راهنمایمان باش.</p>
<p>در شروع ترم جدید برای همه شما آرزوی موفقیت و بهروزی دارم. ان شاء ا&#8230; آنهایی هم که امتحان ارشد دارند در این امتحان بزرگ موفق باشند و رشته ها و گرایش های خوب را در دانشگاه های خوب و معتبر قبول شوند. برای همه آن ها آرزوی سعادت و سلامت دارم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.zhmemari.com/?feed=rss2&amp;p=72</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
